سفر به خير گل من که مي روي با باد


ز ديده مي روي اما نمي روي از ياد ...

کدام دشت و دمن ؟ يا کدام باغ و چمن ؟


کجاست مقصدت اي گل ؟ کجاست مقصد باد ؟

مباد بيم خزانت که هر کجا گذري


هزار باغ به شکرانه تو خواهد زاد

خزان عمر مرا داشت در نظر دستي


که بر بهار تو نقش گل و شکوفه نهاد

تمام خلوت خود را _ اگر نباشي تو


به ياد سرخ ترين لحظه تو خواهم داد

تو هم به ياد من او را ببوس اگر گذرت

به مرغ خسته پر دل شکسته اي افتاد

غم "چه مي شود "از دل بران که هر دو عنان


سپرده ايم به تقدير " هر چه بادا باد


***
بيايم از پي تو گردباد اگر نبرد

مرا به همره خود سوي ناکجا آباد...

 

 

"مریم"