برای تو ولحظه های تنهایی و دلتنگیم..
حس همیشه داشتن
نه عشق و دلبستگی
نه قصه ی گسستنه
نه حرف پیوستگیه
عادت و عشق و عاطفه
هر چی لغت تو عالمه
برای حس من و تو
یه اسم گنگ و مبهمه
تو این روزای بی کسی
اگه به دادم نرسی
یه روز میای که دیر شده
نمونده از من نفسی
*****
خواستن تو برای من
فرا تر از روح و تنه
راز همیشگی شدن
همیشه ازر تو گفتنه
اگر تو مهلتم بدی
مهلت مرگ رو نمی خوام
با تو به قصه می رسم
همراه لحظه هام بیا...
-------------------------------------------------------------------------------

پنجره ی چشمای تو
وقتی به چشمام باز میشه
نمی دونی توی وجودم
چه غوغایی می شه
لحظه ای که تو با منی
آتیش به جونم میزنی
گر میگیره جون و تنم
وقتی که میگی با منی...
نه می تونم بگم برو نه می تونم بگم بمون
آخه من اینجام رو زمین تو اوج اوج آسمون
بیشتر از یه آرزو فراتر از یه خواستنی
عشق تو تو خونمه یه عشق نا گسستنی


باز این ترانه هارا عشق است