TinyPic image

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدایا با که این بازی توان کرد؟؟؟/

خدایا......خدایا......خدایا با که این بازی توان کرد

شب تنهاییم در قصد جان بود

خیالش لطفهای بیکران کرد

خدایا......خدایا......خدایا با که این بازی توان کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کر قصد جان کرد

خدایا......خدایا......خدایا با که این بازی توان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقتست وقت وقتست

که درد اشتیاقم قصد جان کرد/ رو نهان کرد /سر گران کرد

خدایا......خدایا......خدایا با که این بازی توان کرد

TinyPic image

چون اشکی افتادم به راحت در جوانی

چون آهی پیچیدم به دشت زندگانی

اما تو رفتی مانده ام تنهای تنها

ناامید و خسته هرجا....

لبخندت هر شب در خیالم می تراود

چشم تو شعر آشنایی می سراید

در قلبم آیا شعله ای از عشق دیرین مانده برجا!!!!

من بهاران را در تو می جویم

قصه ی دل را با تو میگویم

ماندم تنها........

می روم بی تو مرغک زیبا

کی دگر سازیم آشیان بر جا

بازآ بازآ................