+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 13:48 توسط مهتاب عشق
|
باز این ترانه هارا عشق است رخش سرخ بادپا را عشق است عشق درگیر غروب درد است باز هم طلوع ما را عشق است
-------------------------------------------------- قصه ی من و غم تو قصه ی گل و تگرگ ترس بی تو زنده بودن ترس لحظه های مرگ ای برای با تو بودن باید از بودن گذشتن سر به بیداری گرفته ذهن خواب آلوده ی من همیشه میون قاب خالی در های بسته طرح اندام قشنگت پاک و رویایی نشسته کاش میشد اما نمی شه این مرام روزگاره رفتنت همیشگی بود دیگه بر گشتن نداره... کاش میشد دوباره باغچه پر گل های تو باشه غنچه ی سپید مریم با نوازش تو باشه کاش می شد اما نمیشه نمیشه بیای دوباره رفتنت همیشگی بود دیگه بر گشتن نداره.........