می گفت:
عشق را باید از نگهسبز تو آغاز نمود.
عشق را باید از زمزمه ی بارش چشمان تو با واژه ی احساس سرود و در این قدرت دریایی تو کشتی توفان زده را در دل امواج سپرد. به تب حادثه غرق شدن / مردن و آغاز شدن . به هم اوایی قلب دو پرنده به سبکبالی اوج دل سپردن به شب هم نفسی راغب پرواز شدن ...
آری عشق را باید ابراز نمود.
عشق را باید گفت.
ولی خودش چه کرد...........
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 13:23 توسط مهتاب عشق
|
باز این ترانه هارا عشق است