به تو دل سپرده بودم
به خیالم موندگاری
توی جاده های غربت
منو تنها نمی زاری
به خیالم که بهارو
با تو پشت سر میزارم
بر گهای زرد خزون رو
واسه تو هدیه میارم
به خیالم که زمستون
فصل رویایی فردا
رسم این زمونه ی پیر
غافل از دلهای تنهاست
به تو تکیه داده بودم نفست چاره ی من بود
اون غریبه با نگاهش دل آواره ی من بود.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 13:14 توسط مهتاب عشق
|
باز این ترانه هارا عشق است