من خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت ( عشق لا لایی بارون تو شباست
گیچ و مبهوت بین بودن و نبودن نم نم بارون پشت شیشه هاست
عشق / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس
مثل تو منو رها کرد لحظه ی رهایی پرنده هاست)

حالا دستام مونده و تنهایی من
تو خود عشقی که فریاد منی
غم تنهایی عمر فردای منی
.....
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 14:51 توسط مهتاب عشق
|
باز این ترانه هارا عشق است