من امیدی را در خود بار ور ساخته ام
تارو پودش را با عشق تو پر داخته ام
مثل تابیدن مهری در دل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل
جریان خواهم یافت.
مست از شوق تو/ از عمق فراموشی
راه خواهم افتاد
باز از ریشه به مرگ / باز از بود به هست
باز از خاموشی تا فریاد!... (فریدون مشیری)
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 12:32 توسط مهتاب عشق
|
باز این ترانه هارا عشق است